ارسالکننده : صابر مرسلی ، طاهره محمودی در : 5/11/90 3:40 عصر
با سلام
انجمن اینترنتی بچه های چنار راه اندازی شد!
امیدواریم که این انجمن مکانی باشد برای بحث و تبادل نظر بیشتر پیرامون چنار عزیزمان.
شما می توانید از طریق لینک زیر وارد صفحه ی اصلی انجمن شده، ثبت نام کنید و با ورود به بخش ها و تالارهای آن ، موضوعات خود را ارسال کنید و یا به موضوعات ارسال شده توسط دیگران پاسخ بدهید.
برای ورود به صفحه ی اصلی انجمن کلیک کنید : انجمن بچه های چنار
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : صابر مرسلی ، طاهره محمودی در : 18/8/90 5:38 عصر
ساعت دارد 4 می شود و من هنوز نشسته ام و زل زده ام به این برگه ... هنوز می نویسم و خط می خورد... هنوز نتوانسته ام حتی یک جمله بنویسم که خودم را راضی کند...
ساعت 2 بود که این برگه را برداشتم... می خواستم از جشنواره نشریات دانشجویی بنویسم... از سوم تا ششم خرداد بنویسم که نشریه های دانشجویی رفتند تهران و جایزه بردند و تقدیر شدند اما چرتیک نرفت و جایزه نبرد و تقدیر نشد چون چرتیک مال هیچ دانشگاهی نیست و اعضایش هم دانشجوهای یک دانشگاه نیستند. چرتیک مثل آنها حامی ندارد?، قیمتش 1000 تومان نیست و ... صفحه هایش رنگی و روغنی نیست...
چرتیک را فقط چند تا جوان می نویسند که هر بار برای نوشتن هر سطر باید دست از کار بکشند... هزارتا گره ی زندگیشان را باز نشده رها کنند... هر بار موقع نوشتن دست هایشان خسته است و چشم هایشان می سوزد و آرزویشان است که روزی بتوانند فقط یک صفحه از چرتیک (بچه ها چرتیک) یا روی جلد را رنگی بزنند ... از جشنواره ی نشریات به این ور ساعت ها تا 4 نیمه شب آسان نمی گذرد ... (می نشینم و زل می زنم به روزنامه ها و مجله های دور و برم ... به کاغذ سفید پیش رویم ... گاهی می نویسم و خط می خورد ... خیلی چیزها دارم ... برای فکر کردن ... برای افسوس و حسرت و امید ... ) برایم عجیب است که : هیچ جشنواره ای، همایشی، مسابقه ای، هیچ جایی توی این دنیا برای تقدیر شدن چرتیک وجود ندارد ... هیچ جایی نیست که این دست ها خستگی درکنند ...
و آن ها شاید با این سطرهای من موافق نباشند. بی شک دادشان در می آید که تقدیر نمی خواهند و نمی خواهند کسی دستشان را به عنوان برنده بالا ببرد ... فقط فرصتی برای مبارزه می خواهند و شاید اندکی امید...
گزیده ی سخنان امام علی (ع) را که آقای حاج عباس سمیعی فرستاده اند می خوانم : ای مالک مباد که در حکومت تو خادم و خائنی یکسان باشند زیرا خادمی که در ازای خدمت خود مزد و مرحمت نبیند دلسرد و لاقید گردد...
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : صابر مرسلی ، طاهره محمودی در : 10/3/90 4:50 صبح
یکی از مشکلات و معضلاتی که امروزه گریبانگیر برخی جوامع شده ، بیماری اعتیاد است. وقتی سخن از اعتیاد است، ذهن ما معطوف به قشر جوان می شود. چرا که این تیر مهلک جوانها را نشانه رفته و به تبع آن جامعه را فلج می کند. در اینجا می خواهیم به صورت مختصر از علل گرایش فرزندان چنار به مواد مخدر صحبت کنیم و به این سؤال بپردازیم که : چرا جوانان ما به سمت مواد مخدر می روند؟ چرا...؟
اولین و مهم ترین دلیل که بسیار مشهود است: بی ایمانی ، کم توجهی به مسائل معنوی ، زیر پا گذاشتن اصول و به تبع آن سلیقه ای عمل کردن ما است. چنانکه در دراز مدت بر اثر بی توجهی به این اصول ، برای هر موضوعی تعریفی خاص (آنچنان که خواسته ایم) ارائه داده و برای خود منشوری ساخته ایم و طبق این منشور مدت هاست هم خودمان اشتباه می کنیم و هم به فرزندانمان آموخته ایم.
از دیگر عواملی که موجب گرایش فرزندان ما به این مواد شده ، می توان به : عدم تربیت و کنترل صحیح ، فاسد بودن محیط ، وجود درصد بالای افراد مصرف کننده ، دسترسی آسان به این مواد ! شب گردی بچه های کم سن و سال، فاصله گرفتن بچه ها از محیط خانواده و پیوستن به گروه همسالان و از همه مهم تر از بین رفتن قبح و زشتی این عمل اشاره کرد. که هر کدام باید مورد بررسی قرار گرفته و در جهت بهبود این شرایط گام هایی برداشته شود. اما از موارد فوق می خواهیم به نقش خانواده ها در این فاجعه ی جبران ناپذیر اشاره کنیم و ادعا کنیم که : «فرزندان ما معتاد می شوند چون خودمان می خواهیم!»
شاید عجیب به نظر برسد، اما این واقعیتی است تلخ...! برای اثبات این ادعا چند سؤال مطرح می کنیم: آیا سیگار که به نوعی سرمنشأ همه ی این مصیبت ها است به جزء جدایی نشدنی فرهنگ ما تبدیل نشده؟ ( تا جایی که در مسجد هم سیگار می کشیم!) آیا مهمانی و شب نشینی های معمول ما با مواد مخدر عجین نشده؟ آیا شب هفت تولد بچه هایمان از این مواد استفاده نمی کنیم و آیا فرزندان ما این صحنه ها را نمی بینند ؟ آیا می شود از آنها انتظار داشت از این تصاویر درس تنفر از مواد مخدر را بیاموزند؟! آیا در عروسی هایمان این مواد را به نسل جوان هدیه نمی دهیم؟ عروسی های چنار تنها جایی است که افراد بدون هیچ محدودیت و کنترلی مشروبات الکلی و مواد مخدر مصرف می کنند!
خانواده ی داماد خود را موظف می دانند به جوانان پاک چنار این مواد را هدیه کنند! و خلاصه این که مصرف مواد مخدر از مرز یک عادت عبور کرده و به فرهنگ ما تبدیل شده!! ما حتی هنگام عیادت بیمار هم...!
آنقدر پیش رفته ایم که امروز، فرزندانمان در روز روشن و در مرکز روستا با بدنی برهنه این مواد کشنده را برای هم تزریق می کنند !
فراموش نکنیم اعتیاد امروزِ فرزندانمان نتیجه ی مستقیم و طبیعی اعمال خودمان است. اصلا عجیب نیست. عجیب این نیست که جوانان ما معتاد می شوند، عجیب این است که ما به بهانه ی دو روز عروسی ، عروس ، داماد ، خانواده و اطرافیانشان را بیچاره می کنیم. باید بپذیریم که این راه را اشتباه می رویم. با این شرایط اگر کسی راهِ خوب رفت باید تعجب کرد. چرا باید خوب باشیم وقتی این همه فرصت برای بد شدن داریم؟ پدران ما امروز با خوشحالی و افتخار به فرزندان پاک چنار مواد مخدر هدیه می کنند و فردا با تعجّب و تحیری خاص به معتاد شدن آنها خیره می مانند!؟! تا کجا می خواهیم پیش برویم؟ چند خانواده ی دیگر باید قربانی اعتیاد شود تا ما به خودمانبیاییم؟ نمی خواهیم زحمات پدر و مادر و بزرگ ترهایمان را نادیده بگیریم ، اما ... ! ما از فرزندانمان چه می خواهیم؟ از آنها توقع داریم مدارج علمی را طی کنند؟ ورزشکار شوند؟ مهندس، معلم ، دکتر؟ چقدر فعالیت مساجد ، مراسم مذهبی، مسابقات ورزشی، اوقات فراغت، باشگاه همیشه تعطیل چنار و ... برایمان اهمیت دارد؟ آیا اصلا به این ها فکر کرده ایم؟ وقتی فرزند ما چشم باز می کند ، جز دود و دم و ... نمی بیند چگونه از او توقع داریم مثلا قهرمان شنا شود؟ در مسابقات ورزشی مقام کسب کند؟ مدارج علمی را یک به یک طی کند؟ سالم زندگی کند؟ و ... . یقین بدانید مادامی که این گونه پیش برویم و در رفتارمان تجدید نظر نکنیم این روند با شدت بیشتر ادامه خواهد داشت و خبری از سلامتی و افراد سالم در روستا نخواهد بود.
تا امروز تصور ما این بود که با «یک جو غیرت» می توان خود را از کمند این بیماری دور نگه داشت و یا در صورت ابتلا از چنگ آن رها شد. اما با مبتلا شدن افراد با درجه ی غیرت بالا، باید اعتراف کنیم که در این محیط دیگر یک جو غیرت برای سالم ماندن کافی نیست. برای نجات روستا از این باتلاق باید از همین امروز دست به کار شویم و هر کس به سهم خود به فکر حل این معضل باشد.
این کار شدنی است اگر بخواهیم ... باید در برخورد با مسائل مختلف اجتماعی تجدید نظر کنیم. عروسی های امروز چنار (که یکی از عوامل مهم گرایش جوانان ما به مواد مخدر است) هیچ توجیهی ندارد. باید مواد مخدر از مهمانی ، شب نشینی ، عروسی ، جشن تولد و دیگر مناسبت های ما حذف شود. راه دومی وجود ندارد. شک نکنید راه همین است...
فرزندان ما دقیقا در همان مسیری حرکت می کنند که ما برای آنها تعیین کرده ایم. امروز وقت آن است که با رویکردی مناسب تغییر مسیر داده و در جهت درست حرکت کنیم تا به زودی فرزندانمان الگویی مناسب و راهی روشن برای حرکت به سمت آینده داشته باشند.
به امید روزی که با توکل به خدای مهربان و همت خانواده ها بچه های چنار در سلامت کامل به سر ببرند و دیگر هیچ خانواده ای دغدغه ی اعتیاد فرزندش را نداشته باشد. تا خانواده ها بار دیگر طعم خوش آرامش را بچشند. ان شاء ا...
سلامت باشید و مهربان
منصور سمیعی
کلمات کلیدی :